|
سکوت به زبان مادری مهدی مردانی
| ||
|
سلام امسال با یک کار تازه در نمایشگاه هستم (مرگ قلابی ماهی ها نشر سوره مهر) و کتاب پشت پرده ملکوت که فکر کنم چاپ چهارمش در غرفه فصل پنجم باشه اما یه غزل جدید
الله اکبر عشق
قد قامت الصلواه قلم شور تا گرفت بیت نخست را غزلم از حرا گرفت تاسنگ پشت سنگ به او اقتدا کند لبهای غار واشد و بوی خدا گرفت هرچه ملک خمار سبوی نماز او مستانه دست عرش می از مصطفی گرفت دراین غزل نماز نخست عاشقانه است الله اکبر عشق همینگونه پا گرفت اما نماز بعد سراسر شکسته است از ضربه ی دری که به پهلوی جاگرفت هی بچه ها ی خانه دعا می کنند باز شاید قد خمیده ی مادر شفا گرفت یک دست روی پهلو و یک دست در قنوت اما نفس نیامدو در ربنا گرفت عمر غزل گذشت غریبانه سالها در چاه های کوفه که بوی دعا گرفت سبحان ربِ... سجده به شمشیر ختم شد خون قطره قطره دامن سجاده را گرفت محراب کوفه تا خم ابروی یار رفت فزت و ربِ بوی غم لافتی گرفت هر واژه زهر بود و غزل درنماز بعد این بیت را زحنجره ی مجتبی گرفت قد قامت الصلواه جگر پاره پاره بود از لخته های خون گلویش صدا گرفت مظلوم خانه ی خود از این بیت پر کشید تابوت بود و بارش تیر بلا گرفت گفتم نماز آخر این شعر خواندنی ست گودال تشنه بوی گلی آشنا گرفت حی علی الصلواه گلو زیر تیغ بود اینجای شعر من نفس کربلا گرفت بعد از نماز خواندن قران شنیدنی ست والشمس روی نیزه به لب والضحی گرفت
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:13 ] [ مهدی مردانی ]
شان نزول يك پري
تفسير او به دست قلم ناميسر است در شان او غزل ننويسيم بهتر است
شان نزول يك پري از آسمان به خاك دامان مادري ست كه در شان كوثر است
هر مصرعم لبي ست كه لبخند مي زند اين بيت من شبيه لبان پيمبر است
روح نبي ست ؟ ام ابي ؟يا گل علي ؟ من هر كجاكه مي رسم او جاي ديگر است
از عرش تا به فرش ملائك خمار او ذكرش سبو سبو مي الله اكبر است
او فاطمه ست معني اين نام را هنوز از هر زبان كه مي شنوم نامكرر است
از زخم او اگر بنويسي قلم ، بدان نامت از اين به بعد قلم نيست خنجر است
ننويس فتنه پشت دري شعله مي كشد در كوچه شر به پا شده در خانه محشر است
در كوچه بوي آتش و در خانه عطر گل مرز بهشت و دوزخ از آن روز اين در است
با پهلوي شكسته هم از كوه كوهتر با قامت خميده هم از آسمان سر است
لبخند مي زند كه بخند ند بچه ها مادر اگر كه جان بدهد باز مادر است
مولا هنوز اول بي هم نفس شدن بانو در انتظار نفسهاي آخر است !
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 13:0 ] [ مهدی مردانی ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||